شعر،داستان،عکس
چگونه عطر تو در عمق لحظه ها جاری است
چگونه عکس تو در برق شیشه ها پیداست
چگونه جای تو در جان زندگی سبز است
هنوز پنجره باز است
تو از بلندی ایوان به باغ می نگری
درخت ها و چمن ها و شمعدانی ها
به آن ترنم شیرین به آن تبسم مهر
به آن نگاه پر از آفتاب می نگرند
تمام گنجشکان
که درنبودن تو
مرا به باد ملامت گرفته اند
ترا به نام صدا می کنند
هنوز نقش ترا از فراز گنبد کاج
کنار باغچه
زیر درخت ها،
لب حوض
درون آیینه پاک آب می نگرند
تو نیستی که ببینی، چگونه پیچیده است
طنین شعر ، نگاه ، تو درترانه ی من
تو نیستی که بیبنی چگونه می گردد
نسیم روح تو در باغ بی جوانه من
چه نیمه شب ها کز پاره های ابر سپید
به روی لوح سپهر
ترا چنانکه دلم خواسته است، ساخته ام !
Someone that you don’t know even exists, loves you
یک نفر تو را دوست دارد، که حتی از وجودش بیاطلاع هستی
When you make the biggest mistake ever, something good comes from it
وقتی بزرگترین اشتباهات زندگیت را انجام میدهی ممکن است منجر به اتفاق خوبی شود
When you think the world has turned it’s back on you, take a look
you most likely turned your back on the world
وقتی خیال میکنی که دنیا به تو پشت کرده، کمی فکر کن،
شاید این تو هستی که پشت به دنیا کردهای
نمی دانم چرا امشب واژه هایم خیس شده اند
مثل آسمانی که امشب می بارد ... و اینک باران
بر لبه ی پنجره ی احساسم می نشیند
و چشمانم را نوازش می دهد
تا شاید از لحظه های دلتنگی گذر کنم
کودکی آهسته گفت خدایا
گریه نکن
درست میشه!!!!!

سخت می گذرد سختی زندگی
می ترسم از خستگی سختی زندگی
شاید تنها رمق طی این مسیر سخت زندگی
رسیدن به ناکجا آبادِ سرزمینِ آرامش است....
پس می روم به امید
می دوم به عشق
و می دانم ......می رسم به آن
شاید دیر ......شاید زود.......

